تبليغاتX
سفر به قلب آفريقا : كنگو (DRC)

سفر به قلب آفريقا : كنگو (DRC)

خاطرات در قالب نگاهي به اوضاع فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي کنگو،

بالاخره ‍ژان پير بمبا كه دو سال پيش در چنين وقتي داعيه رياست جمهوري داشت و بر سر همين موضوع نيز با رقيب ديگر خود كابيلاي پسر كه اكنون رئيس جمهور كنگو است، تا سر حد جنگ داخلي در پايتخت پيش رفت و حقير شاهد خونريزي هاي حاصل از برخورد اين دو بود، اكنون به عنوان يك جنايتكار در دادگاه لاهه محاكمه خواهد شد. اما بمبا ها همچنان به جنگ و غارت و خونريزي و تجاوز مشغولند و با اين محاكمه اوضاع براي ملت بخت برگشته آن ديار مخصوصا مردمي كه در شرق اين كشور پهناور زندگي ميكنند تفاوتي نخواهد كرد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:0  توسط یک سفید پوست  | 

باز داستان تكرار ناآرامي در شرق كنگو:  سركشي نكوندا  ژنرال ياغي و درگيري آنها با نيروهاي ارتش باعث آواره شدن هزاران نفر در نورد كيوو شده است. وضعيت اين استان شرقي به شكلي است كه دولت نميتواند در آنجا كنترل را در دست گيرد و به نوعي پاشنه آشيل  بي ثباتي در اين كشور است. فصل آب و هوايي بد كنگو هم از الان آغاز شده است و خدا به داد اين مردم بدبخت برسد.

خبرگزاري بي بي سي تحليل جالبي تحت عنوان "پشت پرده بازيهاي جنگ در كنگو" نوشته است كه در اينجا ميتوانيد آن را بخوانيد.

شيلومبو ! وزير اطلاع رساني كنگو هم خبر تعطيلي ۲۲ شبكه تلويزيوني و ۱۶ شبكه راديويي فعال در اين كشور را صادر كرده استن. البته داشتن اين همه شبكه تلويزيوني و راديويي در كشور فلاكت زده اي مثل كنگو جالب است. يكبار داشتم يك فيلم از شبكه رسمي كنگو ميديدم يك دفعه ديدم علامت DVD PLAYER آمد نگو كه سي دي قسمت اول تمام شده بود و مسئول تعويض سي دي خوابش برده بود يا دستشويي بود... ميخوام بگم فكر نكنيد اين شبكه ها واقعاً شبكه هستن. بلكه هر كدام با دادن مبلغي پول و چند تا دستگاه فرستنده  و پخش اقدام به ايجاد شبكه تلويزيوني و يا راديويي ميكنن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:45  توسط یک سفید پوست  | 

سقوط یک هواپیمای تجاری در یکی از نقاط پر جمعیت حومه کینشازا در نزدیک فرودگاه و بر روی چندین آلونک مردم فقیر این شهر ، دوباره نام این کشور را برای ساعاتی در صدر اخبار خبرگزاریها قرار داد. این هواپیمای باری آنتونوف ساخت روسیه دارای ۱۷ خدمه بوده است.

وضعیت هواپیماهای کنگویی بسیار اسف ناک است و اگر خدای ناکرده کسی بخواهد در داخل این کشور سفری را با هواپیما انجام دهد باید انتظار هرگونه حادثه ای را داشته باشد.

قسمتی از قطعات لاشه هواپیما در کینشازا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 13:55  توسط یک سفید پوست  | 

 نشريه اكونوميست مورخ ۲۸ جولاي ۲۰۰۷ حاوي مقاله اي در خصوص وضعيت كنگو  ۹ ماه  پس از انتخابات است. نويسنده اين مقاله توسعه و پيشرفت اقتصادي و ثبات را بسيار ناچيز بر شمرده و آن را بسيار كمتر از حدانتظار مي‌داند. شايد يكي از دلايل اين ديدگاه منفي، ادامه فعاليت گروههاي مسلح غير قانوني در شرق كنگو و همچنين مرگ و مير ناشي از سوء تغذيه و بيماري در آن نواحي باشد. نويسنده، همچنين به حضور سربازان سازمان ملل و هزينه سالانه يك ميليارد دلاري آنها اشاره كرده است.

 اما به نظر من همين كه دولت مركزي از ثبات برخوردار شده و بمبا حضور فيزيكي در كينشازا ندارد را بايد به فال نيك گرفت  و نقطه عطفي در تحولات اين كشور محسوب كرد.

Only just staying in one piece

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 11:59  توسط یک سفید پوست  | 

بالاخره بعد از مدتها،‌ بجاي خبرهاي شورش و ناآرامي، خبري خوش از كنگو شنيدم كه به ايران مرتبط مي‌باشد. عين خبر از خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران مورخ ۲۵/۴/۸۶ در اينجا ذكر ميشود:

  گروه سفيران و رييسان نمايندگيهاي سياسي كشورهاي آسيايي در جمهوري دموكراتيك كنگو، شب گذشته براي نخستين بار به ابتكار سفير جمهوري اسلامي ايران در كينشازا تشكيل شد.

  به گزارش ايرنا، در مراسمي كه به همين منظور در محل اقامتگاه سفير كشورمان در كينشازا برگزار شد، سفيران كشورهاي لبنان، چين، هند، ژاپن، كره شمالي و رييسان نمايندگيهاي كره‌جنوبي و پاكستان حضور يافتند.

  در اين نشست حميدرضا قمي سفير كشورمان در كنگو با اشاره به اشتراكات فرهنگي كشورهاي آسيايي، هدف از تشكيل اين گروه را افزايش توان ديپلماتيك آنها در كشور ميزبان دانست.

  در همين نشست، كيك تشكيل گروه سفيران آسيايي در كنگو توسط كليه سفيران حاضر در جلسه بريده شد و قرار شد، مسووليت برگزاري جلسه بعدي گروه بعهده سفير جمهوري اسلامي ايران باشد.

  قرار است در نشست بعدي اين گروه آيين نامه داخلي آن تصويب و رييس گروه نيز انتخاب شود. اين گروه تصميم دارد جلسات متوالي را به‌منظور انجام رايزنيهاي ديپلماتيك برگزار كند.

  پيش از اين، گروه سفيران كشورهاي اروپايي در زمان دولت انتقالي كنگو مسووليت نظارت بر روند كار اين دولت را بعهده داشت.

  خبر تشكيل گروه سفيران كشورهاي آسيايي توسط راديو تلويزيون ملي كنگو پوشش داده شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23:27  توسط یک سفید پوست  | 

      بالاخره پس از درگیریهای روزهای اول فروردین ۱۳۸۶ در کینشازا که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم و نظامیان دولتی و مخالف دولت و پناهنده شدن ژان پیر بمبا به سفارت آفریقای جنوبی گردید، روز چهارشنبه بمبا به همراه همسر و فرزندش با اسکورت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل از سفارت خارج شده و جهت عزیمت به کشور پرتغال به فرودگاه پایتخت منتقل گردید.

    به رسانه ها اعلام شده است که وی برای معالجه پا به لیسبون میرود. اما در حقیقت وی از حبس دائمی و دستگیری در صورت خارج شدن از سفارت از کشور خارج می شود.

    امیدوارم با رفتن او، طرفداران سرسخت وی هم اسلحه را بر زمین بگذارند و به دولت و ارتش ملی بپیوندند.

                                        Jean Pier Bemba flies to Portugal

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 8:30  توسط یک سفید پوست  | 

به یکباره همه چیز به هم ریخت، دوباره سربازان طرفدار بمبا ، که اینبار هیچ سهمی از قدرت هم ندارد، با نیروهای دولتی درگیر شدند. در عرض دو روز بیش از صد نفر در پایتخت کشته شدند تا اینکه نیروهای دولتی دوباره کنترل اوضاع را به دست گرفتند. البته مثل قبل، اجساد تا شنبه بعدازظهر هنوز در خیابانها پخش بود و در شهر ارواح کسی جرات بیرون آمدن نداشت. هنوز دلیل این درگیری معلوم نیست. شاید دولت تصمیم گرفته بود که بمبا را از بین ببرد تا سایه این تهدید دائمی را به یکباره از سر دولت جدید کم کند.  ژان پیر بمبا با شدت گرفتن درگیری به سفارت آفریقای جنوبی که نزدیک محل اقامتش است رفته و هنوز از ترس جان از آنجا خارج نشده است. تعدادی از مغازه ها غارت شده و به ساختمانهای زیادی آسیب وارد آمده است.

  سربازان ژان پیر بمبا که با لباسهای بومی در خیابانها پرسه میزدند.

شدت درگیریها به حدی بوده است که نیروی امدادی نمیتوانست مجروحین را از صحنه خارج کند و بعضی از آنها بیش از 12 ساعت در خیابانها افتاده بودند. اظهارات یکی از مجروحین بسیار جالب و در عین حال تأسف بار است. این خانم که به محض شروع درگیری و تبادل آتش سراسیمه در صدد بازگرداندن فرزندانش از مدرسه به خانه بوده است از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار میگیرد به نحوی که روده هایش از شکمش خارج میشود. او مجبور میشود با دستانش روده ها را به شکم برگرداند و آن را تا رسیدن امداد نگه دارد. در این اثنا یک آمبولانس سر میرسد که قبل از توقف، با آتش گلوله سوراخ سوراخ میشود. این زن نگون بخت بیش از 4 ساعت در این وضعیت به سر میبرد.

از طرف دیگر، نیروهای دولتی به شدت جلوی تصویر برداری روزنامه نگاران از اجساد را گرفته اند. سردخانه ها مملو از جسد شده و  فرمالئید برای جلوگیری از فساد اجساد نایاب شده است.  

     A woman who was shot, lies dead in the city center of the capital of Kinshasa, Congo, Saturday, March. 24, 2007.(میدان کبوتر!)    عکس دود ناشی از انفجارات ناحیه گمبه کینشازا که از برازاویل (آنسوی رود کنگو) گرفته شده است.   

 

clog: متراکم شدن ، انباشته شدن روی هم Bodies clog morgues after Congo clash.

riddle: سوراخ سوراخ شدن The ambulance that came to her aid was riddled with bullets.

decompose: تجزیه شدن ،متلاشی شدن There was not even enough formaldehyde to stop the bodies in the morgue from decomposing.

treason:  پیمان شکنی ،خیانتThe government laid "treason" charges against Bemba on Friday for keeping a private militia.

billow: موج زدن Smoke billows from a destroyed oil refinery in Kinshasa.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 5:25  توسط یک سفید پوست  | 

اخیراً یک معدنچی فقیر کنگولی، یک الماس ۱۴۳ قیراطی در رودخانه کنگو پیدا کرد و آن را به قیمت یک میلیون و چهارصد هزار دلار فروخت!

در مورد تجارت الماس همین قدر بدانید که لبنانیها از دلالان مهم این سنگ بسیار قیمتی در کنگو محسوب میشوند . "پاپا ماسه کو" یابنده الماس مذکور هم توانسته است   از طریق  اسماعیل کارمل لبنانی تاجر الماس به پولش دست پیدا کند. باز خدا پدر این لبنانیها را بیامرزه که سر این بنده خدا را زیر آب نکردند . اگه خود کنگویی ها بودن که پول نمیدادند.  حالا قراره که از پول این الماس درشت در همونجا سرمایه گذاریهایی صورت بگیره یا به عبارت دیگه سبیل مقامات محلی چرب بشه!

راستی میدانید ۱۴۳ قیراط چند گرم میشود؟ فکر کنم حدود ۳۰ گرم !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 17:33  توسط یک سفید پوست  | 

بعد از اننخابات کنگو، اوضاع سیاسی به یکباره حالت ثبات به خود گرفت که این وضعیت را میتوان از اخبار مربوط به این کشور درک کرد اما اخیراً دو رویداد مهم، باز خبرهای داغی را روی تلکسهای خبری دنیا فرستاد:

۱- درگیری خونین در "با کنگو" واقع در غرب این کشور بین جنبش مذهبی بوندا دیا و نیروهای امنیتی این کشور. اهمیت این درگیری بخاطر اینست که تا کنون درگیریها در شرق کشور روی میداد اما اینبار در غرب کشور جایی که اکثریت طرفداران بمبا در آنجا متمرکز هستند روی داده است. گزارشها حاکی از کشته شدن حدود ۱۵۰ نفر است.

۲- بعد از گذشت دوماه از روی کار آمدن مجدد ژوزف کابیلا به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور، فهرست دولت جدید انتشار یافت. گیزنگای ۸۱ ساله که در انتخابات ریاست جمهوری در مکان سوم قرار گرفت و بعد از کشیده شدن انتخابات به دور دوم حمایت خود را از کابیلا اعلام کرده بود به عنوان نخست وزیر و پسر موبوتو (زنگا موبوتو) به عنوان وزیر کشاورزی تعیین شده اند. البته تمامی کابینه تغییر نکرده است.  

۳- شیوع وبا در کنگو که در دوماه گذشته ۵۰ نفر را به کام مرگ فرو برده است. البته قبلا هم تلفات میگرفت. پس ای کسانی که در میان کنگوله ها زندگی میکنید، مواظب باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:23  توسط یک سفید پوست  | 

  ۱- دوست عزیزی بود  که زمان اقامت در کنگو شاهد شدیدترین درگیریها بین گروههای رقیب بود، چندروز هم برای حفظ جان با هم در یکجا تقریباً محبوس بودیم. بعد از مدتی که از کینشازا به سیرالئون رفت خدا را شکر کردیم حداقل آرامش سیاسی و اجتماعی در آنجا حکمفرماست.

    ۲- چند روز پیش در خبرهای فارسی دیدم اوضاع گینه کوناکری به هم ریخته حداقل ۳۰ نفر هم کشته شده اند. خدا را شکر کردم که این اتفاقات در سیرالئون روی نداده استُ، چون این کشور هم مثل کنگو چند سال پیش دچار جنگ داخلی و کشتار وسیعی شد و با توجه به اینکه سال آینده ، انتخابات ریاست جمهوری در آنجا برگزار میشود ، حفظ وضعیت صلح موجود بسیار اهمیت دارد...

    ۳-  امروز ناخودآگاه وسوسه به روز کردن یادداشت وبلاگ با موضوعی در خصوص سفر دبیرکل به کنگو شدم: یکهو چشمم به پیام دوستم در یادداشت قبلی  افتاد که از هزاران کیلومتر دورتر صدایی زنده داشت با خواندن این خبر خاطرات و خطرات زنده کینشازای در آتش زنده شد، سراسیمگی نیروهای سازمان ملل،  آتش آر.پی.جی و تیربار، کشته شدن سربازها، صدای گلوله ها، تبدیل شدن یکباره پایتخت به شهر ارواح، ... همه به یکباره در جلوی دیدگانم ظاهر شد. ... در خبرها چیزی از ناآرامی پیدا نکردم پس دلیلش را جویا شدم :  علت اصلی موضوع (مشکوک شدن پلیس به یک خودرو تاکسی که در حال ریختن بنزین با گالن به باک ماشین خودش بود که بین راننده و پلیس درگیری لفظی پیش می آید که یکی از مامورین پلیس پس از گرفتن گالن بنزین و ریختن آن روی راننده و آتش زدن وی صورت می گیرد که با دخالت مردم روبرو شده و به تنش میان پلیس و مردم می انجامد. که این بهانه ای می شود برای بروز بحران و تا ظهر ادامه داشته که به لطف خداوند به پایان می رسد.

واقعا خدارا شکر. دعا میکنم در این ممالک همیشه دلایل هرگونه ناآرامی یا وضعیت غیر عادی بخاطر مسائلی از این دست باشد!

     شبهای تاسوعا و عاشورا هرجا که هستید التماس دعا. کسانی را هم که دلشان پر میکشد برای مراسم ذکر مصیبت امام حسین(ع) و یارانش اما نمیتوانند در این مجالس حضور یابند را از دعای خود فراموش نکنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 20:6  توسط یک سفید پوست  | 

              یان کی مون دبیرکل جدید سازمان ملل در اولین سفر خود، به چند کشور قاره سیاه از جمله جمهوری دموکراتیک کنگو رفت. سفر "مون" به آنجا اگرچه برای بازدید از روند عملکرد نیروهای ۱۷ هزار نفری سازمان ملل اعلام شد اما حداقل باعث گردید رسانه ها دوباره به بدبختی و فقر و خاطره نه چندان دور کشتار ۴ میلیون نفر از مردم این کشور، بپردازند و مشکلات این کشور مهم آفریقای مرکزی برجسته شود.

       البته یک نکته ای را در مورد آقای یان کی مون باید توجه داشت و آن اینکه: ایشان توجه خاصی به قاره آفریقا دارند شاید انتصاب خانم آشا (همان عایشه) وزیر خارجه تانزانیا به سمت معاون دبیرکل سازمان ملل مصداق این توجه باشد.  

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 10:54  توسط یک سفید پوست  | 

Party members and allies of President Joseph Kabila scooped all the parliamentary leadership posts in the Democratic Republic of Congo, following secret balloting the previous night.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 18:49  توسط یک سفید پوست  | 

Joseph Kabila won Congo's first democratic presidential elections in decades, but now the 35-year-old former guerrilla leader faces the daunting task of rebuilding from scratch a country almost the size of western Europe.

Apart from resettling internally displaced people (IDPs) and refugees in neighbouring countries, he needs to address widespread insecurity and human-rights abuses, including sexual violence committed by government troops and different militias, and reintegrate ex-combatants into society.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:23  توسط یک سفید پوست  | 

بعد از چند دهه حکومت دیکتاتوری و جنگ داخلی،  رئیس جمهور منتخب اولین انتخابات آزاد ریاست جمهوری پس از ۴۵ سال، چهارشنبه گذشته سوگند یاد کرد. کابیلا در جریان سوگند ریاست جمهوری گفت" این لحظه تاریخی نشاندهنده آغازدوره جدیدی است که بایستی برای مردم کنگو توسعه و رفاه را به دنبال بیاورد.. من کنگویی را میبینم که مردم همه در آن دارای کار هستند...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 6:33  توسط یک سفید پوست  | 

آخرین اخبار کنگو:

- حمله نظامیان شورشی به مواضع نیروهای دولتی در "ساکه" واقع در شرق کنگو  و شعله ور شدن مجدد آتش جنگ. حمله صبح امروز، به همراه  خشم فرو خورده طرفداران پرتعداد بمبای شکست خورده در انتخابات در پایتخت، موجی از بیم و نگرانی را در میان ناظران خارجی ایجاد کرده است.

- شکوائیه بمبا به دادگاه عالی کنگو در خصوص نتیجه انتخابات. لازم به ذکر است هنوز دادگاه عالی کنگو نتایج را اعلام نکرده است و مادامیکه این دادگاه نتایج را اعلام نکند، نتایج اعلام شده از سوی کمیسیون مستقل انتخاباتی این کشور رسمیت نخواهد یافت.

- کشف یک گور دسته جمعی حاوی ۳۰ جسد یک پایگاه نظامی واقع در شمال شرق کنگو .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 8:58  توسط یک سفید پوست  | 

     نتایج رسمی انتخابات نیز اعلام شد و کابیلا رسماً برنده این انتخابات پر فراز و نشیب شد. سازمان ملل هم این پیروزی را به کابیلا تبریک گفت. خوب ظاهراً بمبا هم کاری تقریباً شبیه پیش بینی شماره 5 را عمل کرد و طی بیانیه ای اعلام داشت ضمن مخالفت با نتیجه انتخابات، از تمامی راههای قانونی علیه آن استفاده خواهد کرد. اقدام وی میتواند روزنه امیدی را برای ثبات سیاسی آینده این کشور  ایجاد کند.

     البته اکثر مراکز خرید و فروشگاهها همچنان بسته است، مدارس تا دوشنبه تعطیل خواهند بود و مردم ترجیح میدهند در خانه های خود بمانند.

     آتش زدن لاستیک، سنگ پرانی و شکستن شیشه خودروهای سازمان ملل و برخی خودروهای شخصی کم و بیش وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 13:12  توسط یک سفید پوست  | 

     نتایج اولیه شمارش قطعی آراء مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری کنگو نشانگر پیروزی ژوزف کابیلا با کسب ۶۰ درصد آراء در مقابل ژآن پیر بمبا (۴۰درصد آراء) است. این در حالی است که ژان پیر بمبا طی یک بیانیه، کمیسیون مستقل برگزار کننده انتخابات در این کشور را متهم به دستکاری در نتایج به نفع کابیلا کرده است.

     به نظر من اوضاع در این کشور مخصوصاً پایتخت طی روزهای آینده و با اعلام رسمی نتیجه انتخابات بسیار وخیم و  بحرانی خواهد شد : زمانی که هنوز برای ژان پیر بمبا و هواداران پر تعداد آن در کینشازا حضور در صحنه سیاسی امکان پذیر بود، آتش جنگ سه روزه پس از برگزاری دور اول انتخابات (۲۱ تا ۲۳ آگوست) و جنگ یکروزه پس از برگزاری دور دوم انتخابات (۱۱ نوامبر) در مرکز پایتخت شعله ور شد. حال که پیروز انتخابات مشخص شده و بازنده انتخابات که دارای گردان مسلح و نیروهای نظامی هوادار خود است نتیجه انتخابات را رد کرده است،  وقوع بدترین نوع برخورد مسلحانه بین قوای دو گروه دور از انتظار نیست.

   برقراری آرامش و ثبات بعد از اعلام رسمی نتیجه  انتخابات را تنها از طریق راهکارهای  زیر میتوان شاهد بود:

   ۱) سر به نیست کردن بمبا و سرکوب و خلع سلاح هواداران مسلح وی. این راهکار باعث وقوع جنگ و آشوب کوتاه مدت خواهد شد.

   ۲) تحت تعقیب قرار گرفتن بمبا به عنوان یک جنایتکار جنگی و ناقض حقوق بشر از سوی دادگاههای بین المللی و قرار دادن وی در این پروسه که منجر به منزوی شدن وی میشود. اولاً بعید است که به یکباره و بعد از نتیجه انتخابات چنین رایی صادر شود، ثانیاً همین مساله موجب خشم هواداران وی و امکان حمله به سفید پوستها و منافع آنها در کنگو گردد.

   ۳) مذاکره بازیگران مهم و مطرح منطقه (رئیس جمهور آفریقای جنوبی و رئسای جمهور کشورهای همجوار) و کشورهای کمک کننده به کنگو  با بمبا و قانع کردن وی به پذیرش نتایج این روند دموکراتیک. به نظر نمیرسد که بمبا به سادگی و بدون گرفتن مابه ازاء، قبول کند.

   ۴) انتصاب ژان پير بمبا به سمت استاندار یکی از مناطق دور  از پایتخت و دادن قدرت کاذب به وی جهت خلاصی از فتنه انگیزیهای آتی. این راه هم میتواند موجب اعلام خودمختاری و یا تجهیز منطقه تحت فرمان وی جهت سرکوب نیروهای دولتی و جنگ با آنها شود.

   ۵) انتشار بیانیه از سوی ژان پیر بمبا مبنی بر اینکه به عنوان یک اپوزیسیون، ضمن احترام به آراء مردم، به مبارزات سیاسی خود جهت پیروزی در انتخابات دور بعد ادامه خواهد داد. به نظرم منطقی ترین راهکار همین است به شرطی که وی از چنین درایتی برخوردار باشد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 6:28  توسط یک سفید پوست  | 

                بمبا یا کابیلا؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 11:6  توسط یک سفید پوست  | 

بحران دوباره در کینشازا

     آتش جدال و رقابت بین دو کاندیدا بار دیگر و اینبار پس از انتخابات دور دوم شعله ور شد. ظاهرا کابیلا تا کنون رای بیشتری به دست آورده و این موضوع برای بمبا و طرفدارانش قابل هضم نیست. اینبار بر خلاف جنگ قبلی، همه خود را آماده چنین رویدادی کرده بودند. سربازان سازمان ملل برای به تعویق انداختن آن در هفته گذشته بر گشتهای خود در سطح شهر افزوده بودند اما فقط یک جرقه کافی است که این انبار باروت را به آتش بکشد.

  

    روز شنبه، پلیس برای متفرق کردن تعدادی از تظاهر کنندگان که به نفع بمبا شعار میدادند وارد عمل شد و زمانی که میخواست آنها را متفرق کند با افراد مسلحی که درون جمعیت و پشت سر تظاهر کنندگان بودند روبرو شد. پس از شلیک های عمدتا هوایی، به یکباره صحنه بلوار اصلی شهر (بلوار ۳۰ ژوئن) به حالت جنگی برگشت. شبه نظامیان هواداران بمبا با سربندهای قرمز در خیابان ظاهر شدند، آرپی جی و ادوات نظامی هر دو گروه در خیابان صف آرایی کردند و صدای گلوله و انفجار دوباره شهر را فرا گرفته است... تا کنون حداقل ۵ نفر کشته شده اند که دو نفر آنها از مردم بینوای کینشازا بوده اند.

    اینبار، دولت تهدید کرده است که ارتش را برای سرکوب آنها روانه خواهد کرد. اگر این بحران خاتمه نیابد، سرنوشت انتخابات نیز در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت و مهمتر از آن، رویای رفاه و آرامش همچنان برای مردم این کشور دور از دسترس خواهد بود.

   

یک کلمه جدید در کنار اخبار این بحران:

Scuffles have broken out between police and youths alleging fraud in the Democratic Republic of Congo's presidential election as partial results gave incumbent Joseph Kabila a lead over his challenger

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 20:8  توسط یک سفید پوست  | 

     مرحله دوم انتخابات سرنوشت ساز کنگو هم بالاخره  روز یکشنبه گذشته یعنی ۷ آبان برگزار شد. البته بارندگی شدید که در این فصل آنجا طبیعی است بسیاری از حوزه های رای گیری را با مشکل روبرو کرده بود و مردم نمیتوانستند به راحتی رفت و آمد کنند.

     شمال شرق کشور هم حدود پنجاه شعبه اخذ رای با هجوم مخالفین تخریب شد و چندین صندوق اخذ رای هم به آتش کشیده شد اما میشه گفت انتخابات موفقیت آمیز برگزار شد. حالا همه مخصوصا ناظرین خارجی منتظرند تا نتیجه انتخابات اعلام شود ولی نگرانی وقوع یک ناآرامی در زمان اعلام نتایج قطعی همچنان پابرجاست.

     هفته دیگه نتایج اعلام میشه نیروهای سازمان ملل هم ظاهرا بیش از پیش اقدامات احتیاطی را اجرا میکنند و اقدام به ساخت سنگر در خیابانهای محل استقرار خود کرده اند. بندگان خدا سربازان سازمان ملل با توجه به خاطره بدی که از جنگ سه روزه دوماه پیش در پایتخت دارند بعضی جاها در خیابان دور خودشون را سیم خاردار کشیده اند...

     خبر دیگه هم از ناآرامی بعد از برگزاری انتخابات اینکه: تعدادی از طرفداران مخالف روند انتخابات با دشنه و تیر و کمان به تعدادی از حوزه های یکی از شهرهای دور افتاده حمله کرده اند و برخی از اسناد و برگه های انتخاباتی را سرقت کرده و به قلب جنگل فرار کرده اند!

     البته بازیگران منطقه ای و بین المللی این تحرکات را مانع کار خود نمیبینند و مجددا دیپلماسی پرقدرتی را جهت هدایت روند و به نتیجه رساندن آن آغاز کرده اند. در آخرین تحول، روز جمعه ۱۲ آبان، چهار رئیس جمهور سابق منطقه با پیام کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل و ساسو نگسو رئیس فعلی اتحادیه آفریقا (رئیس جمهور کنگو - برازاویل) وارد کینشازا شدند تا با ژوزف کابیلا و رقیبش ژآن پیر بمبا مذاکراتی را داشته باشند. اسامی این چهار نفر  عبارتند از: جری راولینگ از غنا، سام نجوما از نامبیا، عبدالسلام ابوبکر از نیجریه و پیر بویویا از بوروندی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 14:59  توسط یک سفید پوست  | 

تاکسی: اينجا تاکسیها علامت خاصی ندارند و  هرکسی با خودروی خود که اکثرا از رده خارج هستند به مسافرکشی میپردازد. شما ميتوانيد در ميان اين خوردوهاي مسافرکش، خودروهاي خيلي قديمی و شاید مال نیم قرن پیش را هم ببینید از جمله اينها پژو ۵۰۵ که ظاهرش کمي شبيه پیکان است، و جالب تر از همه رنو ۴ که ظاهر بسیار کوچک و با ترکیبی از مینی ماینر و ژیان، که شاید مربوط به بعد از جنگ جهاني است.

البته اين را هم باید گفت که در کنار اين خودروهاي فرسوده، شيک ترين و جديدترين خودروهاي جهان را هم ميتوانيد ببينيد که متعلق به اقليت بسیار ثروتمند کنگو هست، کسانی که به واسطه تجارت طلا و الماس ثروت کلاني کسب کرده اند.

در کينشازا ، اکثر مردم برای جابجایی در اين شهر بزرگ بجاي تاکسي از ميني بوسهاي شبيه فولکس واگنهایی (VAN) استفاده ميکنند که همیشه درب عقب آن باز است که يک نفر بیرون به آن آويزان شده و گرفتن کرايه از مسافریني که به هم پرس شده و چند تایی هم تقریبا بيرون از ماشين قرار گرفته اند را بر عهده دارد. اکثر اين ماشينها واقعا اسقاطی هستند. تغيير پنجره هاي برخي از آنها به ورقهاي گالوانيزه اي که در آن سوراخهاي بزرگ بدون شيشه ايجاد کرده اند بسيار به چشم ميخورد.

اتوبوس: اينجا دو نوع اتوبوس وجود داره.  1) اتوبوسهاي جدیدی به نام TATA که هند به کنگو هدیه داده و در پشت این اتوبوسها پرچم هند و کنگو چاپ شده و تبلیغ بسیار خوبی برای آن کشور است. تاتا یک زرتشتي هندي است و صاحب مجموعه اي از کارخانجات صنعتي هند میباشد.  2) اتوبوسهاي زرد رنگ مدارس آمریکا! سابقه اين اتوبوسها به زمان موبوتو برميگردد. درآن زمان تعدادي از آنها که در آمریکا از رده خارج شده بودند براي حمل و نقل شهری و بین شهری به زئير آن زمان وارد شدند. هم اکنون هم سريهاي ديگري از اين اتوبوس محکم و جادار وارد شده است و به قیمت 2هزار دلار در اختيار کنگو قرارداده شده  در حاليکه نوي آن 80 هزار دلار است. جالب آنکه هنوز در قسمت بالای اين اتوبوسها جايی که آدرس مسیر نوشته میشود با حروف درشت کلمات  SCHOOL BUS  درج شده است.

ترن شهری: در زمان موبوتو يعني تا سال 96 ترن های شهری در کینشازا فعال بوده اما کم کم اين خطوط بر چيده شد و هم اکنون فقط در برخی مناطق ریلهاي آن مشاهده میشود.

 خطوط راه آهن: اگر شما وضعیت حمل و نقل مردم در کینشازا را دیده باشید مطمئنم که از وضعیت قطارهای آنها تعجب نخواهید کرد!

                              حمل و نقل مسافر از شهرهای دیگر به کینشازا. تمام راه همینطور است!  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 9:34  توسط یک سفید پوست  | 

شايد تعجب کنيد که در کینشازا در قلب کشوري که اکثرا مسيحي هستند، سه مسجد شيعه فعال است.

 ۱) مسجد رسول اعظم (مسجد لبنانيها) به امامت شيخ حسن مهدي، در اين مسجد ، يک سالن شبيه آمفي تئاتر نيز وجود دارد که برنامه هاي مختلف از جمله، جشنهاي مذهبي و ملي (از جمله جشن پيروزي لبنان) برگزار ميشود. اخيرا نيزملاقات همسر ژوزف کابيلا کانديداي دور دوم انتخابات رياست جمهوري با زنان مسلمان کنگو در آنجا برگزار شد.

 ۲) مسجد پاکستانيها به امامت سيد علي نقوي. نکته جالب توجه در مورد اين مسجد اینکه، در آنجا به مناسبت هر روزي از ايام ولادت و يا وفات، مراسم گرفته ميشود. اگرچه سخنراني سيد علي آميخته اي از زبان اردو و عربي است اما وجود واژه هاي فارسي در آن و استفاده مکرر از آيات و احاديث اين سخنراني را قابل فهم و دلنشين ميکند. در مجموع فضاي معنوي و ساده حاکم بر مراسم و شنيدن ذکر مصيبت و يا مولودي فضايي روحاني ايجاد ميکند که تا حدي ميتواند روح تشنه مسلمانان در غربت را سيراب کند.

 ۳) مسجد شيعيان بومي با توليت شيخ زايد حسين که يک پاکستاني است. موضوع جالب توجه اینکه او به همراه خانواده اش براي تبليغ دين اسلام از ده سال پيش در کينشازا مستقر شده اند. شيخ زاید حسين توانست زميني براي ساخت مسجد خريداري کرده و با همت و پشتکاري که به خرج داد، آنجا را بسازد. در اين مسجد هر روز ماه رمضان با هدف اطعام مسلمان فقیر، افطاري داده میشود. شيخ زايد حسين به زبان فارسي آشنايي دارد و بسيار خوش برخورد و شوخ طبع است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 12:56  توسط یک سفید پوست  | 

    ظاهرا طبرستان عزیز هم که فکر کنم تنها بازدید کننده دائمی یادداشتهای حقیر است ، راهی سفری شده است که پوستش برنزه تر و روحش صیقلی تر میگردد. برای همه عزیزان در سفر، آرزوي سلامتی دارم. امیدوارم از این ماه مبارک رمضان نیز بتوانیم بهره کافی ببریم و توشه آخرت خود سازیم. و اما بعد:

    نام كشور كنگو  براي اكثر كساني كه مطلبي در مورد اين كشور ميشنوند ، بدون داشتن سابقه ذهني از موقعيت جغرافيايي، جمعيت و نام قديم آن شايد ابهامات و يا اشتباهاتي را ايجاد كند كه اين ابهامات ناشي از وجود دو كنگو در جوار يكديگر و همچنين تغيير نام كشور مورد نظر من از زئير به كنگو بوده است. البته بهتر بود اين توضيحات از همان ابتدا داده ميشد اما به قول معروف ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است! 

  کنگو- کینشازا    کنگو- برازاویل

    اول در مورد همسايه هم نام اين كشور توضيحاتي بدهم: جمهوري كنگو كه در غرب رود كنگو قرار دارد داراي وسعتي حدود ۳۴۲ هزار كيلومتر مربع و جمعيتي حدود ۴ ميليون نفر است و در رديف كشورهاي كوچك دنيا قرار دارد. پايتخت آن برازاويل است كه در ساحل رود بزرگ كنگو قرار دارد و آن سوي رود درست روبروي آن،  كينشازا پايتخت كشور مورد بحث ما قرار گرفته است. شهربرازاویل اولین بارتوسط De Brazza که يک فرانسوی بود در سال ۱۸۸۴ کشف گردید. این فرد که نام پایتخت هم از اسم او گرفته شده است، ۱۱ سال فرمانروایی کرد و (اتفاقا همین اول اکتبر بقایای جنازه او را دوباره درآرامگاه ویژه اي به خاک سپردند).این کشور دارای نفت است که همین عامل باعث شده وضعیت ظاهری این کشور کوچک در مقایسه با کشورهای اطراف ان از جمله کنگو بهتر باشد. کنگو به خاطر اینکه توسط یک فرانسوی کشف شده تحت استعمار فرانسه بوده است

   جمهوري دموكراتيك كنگو يا زئير سابق با وسعتي معادل ۳۵۴/۲ ميليون كيلومتر مربع در زمره بزرگترين كشورهاي جهان قرار دارد. جمعيت اين كشور حدود ۶۰ ميليون نفر ميباشد جمعيت کينشازا (پايتخت) حدود ۷ ميليون نفر است. اين كشور توسط یک بلژیکی کشف شد که تا سال ۱۹۶۰ تحت استعمار بلژیک بود. این کشور از معادن غنی سنگها و فلزات کمیاب از جمله الماس، طلا، کلتان، کبالت، جیوه، اورانیوم، مس و .... برخوردار است.

 در سال ۱۹۹۶ با كودتاي لوران كابيلا، موبوتو سه سه كو از كشور گريخت و از آن زمان نام زئير به جمهوري دموكراتيك كنگو تغيير يافت.

     از سال ۱۹۹۶ اين كشور درگير جنگ داخلي شد كه تا سال ۲۰۰۲ ادامه يافته و منجر به كشته شدن ۴ ميليون نفر و آوارگي ده ها ميليون نفر از مردم كنگو به ويژه در مناطق شرقي ان شد. در سال ۲۰۰۲ لوران كابيلا ترور شد و پسر وي به نام ژوزف كابيلا از تمام سران شورشي خواست تا از جنگ دست بردارند. مقارن با اين تحول و بر اثر تلاشهاي چند كشور عمده و سازمانهاي بين المللي و منطقه اي نهايتا موافقتنامه درياچه هاي بزرگ در سال ۲۰۰۳ به امضا رسيد و جنگ داخلي پايان يافت. به موجب اين موافقتنامه دولت ائتلافي به رياست جمهوري ژوزف كابيلا و  ۴ رهبر عمده شورشي اين كشور به عنوان معاون وي تشكيل شد. طبق اين موافقتنامه دولت با كمك سازمان ملل و ساير كشورهاي كمك كننده بايستي تا سال ۲۰۰۶ زمينه برگزاري انتخابات براي تعيين رئيس جمهور اين كشور را فراهم ميساخت. 

    بالاخره در ژوئن ۲۰۰۶ انتخابات رياست جمهوري و پارلماني اين كشور برگزار شد. ژوزف كابيلا رئيس جمهور و ژان پير بمبا يكي از معاونان وي بيشترين آراء را كسب كرده و به دور دوم راه يافتند. اما در همان زمان اعلام نتايج دور اول در ۲۱ اگوست، كينشازا پايتخت اين كشور صحنه جنگ خونين ۳ روزه اي بين نظاميان دو رقيب دور دوم شد كه با پادرمياني سازمان ملل ، اتحاديه اروپا و ديگر بازيگران عمده منطقه اي پايان يافت.

   قرار است دور دوم انتخابات در ۲۹ اكتبر ۲۰۰۶ برگزار گردد و با توجه به ائتلاف برخي از احزاب در پارلمان با يكديگر به نفع كابيلا و راي ۴۴ درصدي او در دور اول انتخابات،  از هم اكنون ميتوان ژوزف كابيلا را به عنوان رئيس جمهور آينده اين كشور تصور كرد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:15  توسط یک سفید پوست  | 

      فکر میکردم اینجا فرصت زیادی خواهم داشت تا علاوه بر کارهاي عادی خودم چند کار یا شاید بتوان گفت تحقیق "فوق برنامه" را هم انجام دهم اما دریغ که تصوراتم اشتباه بود و کمتر فرصتی برای خودم باقی ماند و حالا تنها چند روز وقت دارم و دیگر زمانی باقی نمانده است الا بستن بار سفر و بازگشت.اما اگر توانستم حداقل تحقیق روی گیاهان دارویی و غذاهای محلی این کشور را انجام خواهم داد و بقیه موضوعات جالب را هم فهرست میکنم و در این وبلاگ قرار میدهم تا در آینده اگر کسی وارد این قلمرو شد با مطالعه روی آن ، سختی زندگی در اینجا را بر خود و خانواده اش شیرین تر کند.

    امیدوارم کسانی دیگر که به این کشور پر رمز و راز می آیند بتوانند در کنار کارهای خود، هدف این وبلاگ که همانا آشنا سازی هم وطنان به خصوصیات زندگي، فرهنگ ،آداب و رسوم مردم قلب آفريقا میباشد را دنبال کنند و زندگی را به خود سخت نگیرند. فراموش نکنیم کسانی که صدها سال پیش وارد این قاره شدند، امکانات و تسهیلات کنونی را نداشتند، سفرشان شاید سالها طول میکشید و حتی بسیاری از آنها همینجا و به دور از میهن و خانواده های خود چهره در نقاب خاک کشیدند اما با جان دل و علاقه وافری به خدمت پرداختند. در این خصوص مطالعه زندگی مسیونرهای مذهبی در افریقا میتواند برای ما بسیار عبرت آموز باشد. آنها برای تبلیغ دین مسیحیت زبان محل را فرا میگرفتند، در عمق ناشناخته ترین مناطق آفریقا نفوذ میکردند و هر سختی را بر خود پذیرا میشدند تا وظیفه خود را انجام دهند. روندی که  همچنان در قالبهای دیگر از جمله گروههای داوطلب، سازمانهاي خیريه و ... ادامه دارد.

     و ما مسلمانان که رسالت گسترش اسلام را همواره بر دوش داریم در این زمینه و سایر موضوعات مشابه چه کرده ايم؟ فکر کنم بهتر باشد در این مورد و ضعفهای موجود صحبتی نکنم .... 

در عوض از از خدا می خواهم هموظنان عزیزدر هر پسمت و پیشه ای که پا به کشور خارجی میگذارند  تاجر یا جهانگرد ، کارمند یا کارگر، اول از همه سعی کنند زبان بومي آنجا را فراگیرند و دوم آنکه نگرش جامعه شناختی به فرهنگ کشوری که در آن بسر ميبرند را همواره مورد توجه قرار دهند.  در اینصورت ميتوانند موفقيت خود را در امور شخصی و کاري خود مشاهده کنند و لذت زندگي در کشوري خارجي حتي جایی مثل اینجا را بچشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 15:43  توسط یک سفید پوست  | 

پاتريس لومومبا

امروز فرصتي شد تا مطلبی را در مورد لومومبا در پاسخ به سوالاتی که قبلا در اين یادداشت گذاشته بودم، بنويسم.  جالب است که نگارش یادداشت در اين مورد با روز کودتاي موبوتو در ۴۶ سال پيش یعني ۴ سپتامبر ۱۹۶۰ ! مقارن شده است . امیدوارم این مطالب برای شما تازگی داشته باشد و بیشتر با موضوعي کلی که بارها با آن برخورد کرده ايم شود.

روز شمار وقايع: استقلال در ۳۰ ژوئن ۱۹۶۰ و انتصاب لومومبا به سمت نخست وزیري ، کودتاي جوزف موبوتو در ۴ سپتامبر ۱۹۶۰ و زنداني شدن وي ، تيرباران لومومبا در ۱۷ جولاي ۱۹۶۱

شاید همه به صورت کلي بدانيم که پاتريس لومومبا که بود:

 رهبر استقلال کنگو  از استعمار بلژيک و اولين نخست وزير اين کشور که ۴۵ سال پيش پس از کودتاي ۴ ستامبر ۱۹۶۰، و زنداني شدنش به طرز فجيعي کشته شد و نامش به عنوان  به عنوان "شهيد" راه آزادي در تاريخ اين کشور ماندگار شد.

اما دستور قتل وي بر چه اساسي صادر شد؟ اگر بخواهيم راه حدس و گمان را در پيش گیريم شاید به ناگاه نحوه قتل امیرکبیر در ذهنمان تداعی شود.

تحقيقات نشان میدهد که بعد از کودتاي ژنرال جوزف موبوتو در ۴ سپتامبر ۱۹۶۰ لومومبا که در تلاش بود با یکپارچه سازي کشور و جلوگیري از جدايي استان غنی این کشور، از چپاول معادن طلا و الماس این کشور جلوگیری کرده و بهره اين نعمت خدادادي را عايد مردم فقير اين کشور کند، به زندان افتاد.

بر اساس برخي مطالعات، دستور مرگ لومومبا از سوی وزیر کشور کاتانگا (مرکز معادن غني طلا، الماس، کبالت، اورانیوم و دهها معدن ارزشمند ديگر که بعد از استقلال با توطئه بلژیک در صدد کسب خودمختاری برآمد) صادر شد.عده اي همچنان "بائودو" پادشاه بلژيک  را  مسئول مستقيم مرگ وي ميدانند. برخي نيز امريکا و انگلستان زمان اوج جنگ سرد را مسئول مرگ لومومبا ميدانند (بیم آنها از ارسال اورانيوم معادن اين کشور به شوروي توسط لومومبا که به عنوان مبارزی چپگرا شناخته میشد). اما نحوه مرگ لومومبا در یک گزارش تحقيقي که اخیرا در آمریکا انجام شده به شرح زیر  توضيح داده شده است:

رهبران کاتانگا و در راس آنها موسی چومبه که از سوی بلژيک به عنوان رئيس جمهور کاتانگا انتخاب شده بود، تا زماني که هواپيماي حامل لومومبا و ۲ زنداني ديگر در مرکز اين استان (که اکنون لومومباشي نام گرفته) بر زمين  نشست نميدانستند وي به کاتانگا مي آيد. چومبه و ساير مقامات سياسي کاتانگا از اين موضوع آشفته شده و سريعاً نشستي را در نزديکي فرودگاه برگزار ميکنند. در اين جلسه موسي چومبه و وزراي ديگر راي به زندان انداختن لومومبا میدهند اما مونانگا وزير کشور کاتانگا  پيشنهاد قتل وي را داده و بر آن پافشاري ميکند. زماني که چومبه نگراني خود را از واکنش بين المللي به کشتن لومومبا ابراز میکند، مونانگا ميگويد ما اهميتي نميدهيم. در نهايت قتل وي مورد موافقت قرار میگیرد.

به دنبال اين جلسه، مونونگا به افسران بلژيکي که نيروي پليس کاتانگا را هدايت میکردند ، دستور داد جوخه آتشی براي زندانيان درست کنند و کمتر از ۵ ساعت از زمان نشستن هواپيماي حامل آنها، هر ۳ زنداني تیرباران شدند. سپس جسدهاي آنها قطعه قطعه و در اسيد حل شد. بقایای استخوانها هم خرد گرديد.

چند روز بعد از اين کشتار، مونانگا ادعا کرد "لومومبا درحين فرار از زندان هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد و اگر کسي خلاف این را ميگوید، ثابت کند". اين دست نشانده بلژيکيها در سال ۱۹۹۲ درگذشت.

اما سرنوشت موسي چومبه: هواپيمای حامل وی در سال ۱۹۶۷ ربوده شده و به الجزایر انتقال يافت و در سال ۱۹۶۹در زماني که در خانه اش محبوس بود به شکل مرموزی درگذشت. دختر چومبه به نام ماري هم اکنون در بلژيک زندگي ميکند اما اخیراً در مصاحبه ای با آسوشیتد پرس منکر هرگونه مسئولیت پدرش در قتل لومومبا شده است.

مرگ لومومبا در ۳۵ سالگي باعث شد وي تبديل به سمبل آزادي ملل آفريقا از استعمار تبديل شود و در یادها هميشه جوان باقي بماند. هم اکنون خيابان اصلي شهر که منزل وي در آنجا قرار دارد، خیابان ۳۰ ژوئن ناميده میشود و یکی از میدانهای این خیابان به نام وي ملقب شده است.

   هنرپیشه فیلم لومومبا در نقش پاتریس لومومبا           عکس اصلی مربوط به پاتریس لومومبا

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 10:9  توسط یک سفید پوست  | 

پاتريس لومومبا

به راستي چقدر پاتريس لومومبا را ميشناسيم و  چه جرياني و چرا او را ار ميان برداشت؟

اگر فرصتي دست دهد انشالله جاي اين سوالات را با توضيحاتي مختصر ولي جالب در مورد اين شخصيت مهم کنگو و قاره آفريقا پر خواهم کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 15:30  توسط یک سفید پوست  | 

  نگاه !

مطمئنا چنين نگاهي نبايد

                براي هيچ انساني سیاه يا سفيد، سرباز يا شهروند 

                             عادي باشد

                                      اما تو گويي اين قاعده در اينجا مصداق ندارد.

نگاه مردم شهر 

نگاه سربازان اروگوئه اي  

نگاه خيره پليس به همقطاران  

و نگاه یک زن به همان پليس    

و ما بالاخره از میان نگاهها گذشتیم اما نمیدانم چرا نگاه خیره یکي از اين سه پلیس در جلوی ديدگانم ثابت مانده است. گذشت زمان باید، تا این نگاه محو گردد. 

توضيح: در اين جنگ سه روزه  در مرکز پايتخت  تعداد ۳۰ نفر کشته شدند. دو رقيب راه يافته به دور دوم انتخابات  همچنان يکديگر را به عنوان عامل اين برخورد و خونريزی عنوان ميکنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 10:2  توسط یک سفید پوست  | 

        ديشب (يکشنبه) حدودهاي ساعت ۸ بود تصميم گرفتم برگردم محل اقامتم. در سراسر خيابان اصلی، خودروهاي نظامي و نفربر هاي سازمان ملل ايستاده و آماده باش بودند. حدس زدم بخاطر عواقب ناشي از اعلام نتيجه آراء باشد. در کوچه هاي اصلي هم نيروهاي پليس کنگو را ديدم که سريعا داشتند آماده ميشدند، همگي داشتند جليقه هاي ضد گلوله را به تن ميکردند، به سرعت خودم اضافه کردم تا سريعتر ماشينم را داخل پارکينگ ببرم. زماني که رسيدم ديدم بقيه هم فکر من را کرده اند و پارکينگ جاي سوزن انداختن هم نداره، چون حدس ميزدم قضيه جدي تر از اين حرفا باشه، قبول نکردم ماشين بيرون از پارکينگ باشه با شل کردن سر کيسه همون نگهباني که ميگفت ديگه جا نيست، تعدادي ميز و نيمکت مال دست فروشها را که شبها اونجا ميگذاشتند جابجا کرد و من داخل شدم.

هنوز لباسهام را عوض نکرده بودم که به ناگهان تيراندازي شديدي آغاز شد. اینقدر نزديک بود که اول فکر کردم زير ساختمان است. تصميم گرفتم بروم و از پنجره نگاهي بيندازم. اما صداي کمانه کردن گلوله ها حاکي از ريسک زياد اين کار بود.  به ياد پنجره آشپزخانه افتادم که تقريباً ديد مناسبي روي خيابانهاي اطراف داشت. رفتم و از اونجا يک نگاهي به بيرون کردم، آتش گلوله ها کاملا مشهود بود همين لحظه تعدادي از گلوله ها، شيشه هاي ساختمان مجاور را در هم شکست. من واقعا نميدانستم چه کنم. با ادامه اين تيراندازي، تصميم گرفتم حداقل به يکي از رفقا زنگ بزنم. منزل او درحومه واقع شده بود و اصلا اين صدا ها را نميشنید و از اين اتفاقات بسیار تعجب کرده بود، همان موقع صداي انفجار مهيبي شنيده شد. اينقدر اين انفجار نزديک بود که رفيق ما فکر کرد داخل ساختمان منفجر شده است. ..بهرحال چاره اي نبود اما تيراندازي ها بعد از یکساعت دچار وقفه شد. من هم همچنان در انتظار براي پایان آن، به ناگهان صداي یک ماشين که با دنده سنگین حرکت میکند شنیده شد، به پشت بنجره رفتم : يک وانت پر از زخمي و کشته که روی هم تلنبار شده بودند از کوچه اصلي روبروي ساختمان من گذشت پشت سر اون هم یک آمبولانس بي سر و صدا و بدون آژير حرکت ميکرد. همينکه دويست متري دور شد، صداي رگبار و تيراندازی از سرگرفته شد. پرونده اين شب طولاني با صداي ۳ انفجار مهيب و ۴ ساعت تیراندازی بسته شد. من هم براي احتياط ضبط فلاش هاردم را روشن گذاشته بودم و امروز که به آن گوش ميکنم ميبينم که انگار در خط اول جبهه بوده ام.

امروز صبح بر خلاف روزهاي دیگه که صداي آهنگين فرچه واکسيها بر روي تخته هايشان فضا را پر کرده بود، و همهمه سياهپوستهايي که بساط دستفروشی خود را در کوچه پهن میکردند، هيچ اثري از آنها نیست، سکوت مرگباری حاکم است. من از خانه آمدم بيرون. واقعا باورم نمیشد: "یک حکومت نظامي نانوشته" بود. هيچ خودرويي بغير از خودروهاي پلیس نبود. در خيابان اصلي صف نفربرهاي سازمان ملل در حال تردد بود. ظاهراً قرار است اتفاقاتی بیفتد...

کابیلا نتوانست بیش از ۵۰ درصد آراء را کسب کند بنابراين به همرام ژان پير بمبا  دور دوم راه پيدا کردند. واقعا حالا که هر دو  فرصت دوباره ای را دارند اين وضعيت در پایتخت بوجود آمد. اگرکابیلا در دور اول پیروز،  و بمبا ازصحنه خارج میشد چه اتفاقي مي افتاد؟ مطمئنا ۳ ساعت به ۳ هفته جنگ داخلی تبدیل میشد.

بهرحال اين هم از آخرين اخبار داغ اين کشور غني فقير بحران زده !

      

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 9:18  توسط یک سفید پوست  | 

چهره پايتخت از امروز حالت جنگی به خود گرفته و تا روز اعلام نهايي نتایج به همین شکل باقی خواهد ماند. اينجا را کليک کنيد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 17:19  توسط یک سفید پوست  | 

       معمولا اولين چیزی که ذهن یک نفر یا یک خانواده را در ابتدای ورود به يک کشور خارجی به خودش مشغول میکند، (۱)مقایسه قیمت کالاها مخصوصا کالاهای اساسی و خوراکی با قیمت کشور خودشه. همچنين قیمت غذاهاي رستورانهاش به چه کیفیتی است. بعد از اون هم، سوال در مورد اینکه (۲) چه نوع کالاهایی که در کشور خودمون بیشتر از اون استفاده میکنیم در اينجا وجود دارد  پيش میاید و چه چيزايي اصلا وجود نداره و البته دوباره مقایسه قیمت در ذهن شکل میگیره. سومین موضوع هم اینه که (۳) چه چیزي را میتوان به عنوان سوغات مخصوص اینجا برای نزدیکان هديه برد؟ این موضوعاتی که گفتم سوالاتی است که برای   همه افرادی را که به کشور دیگری سفر میکنند را شامل میشه و هیچکس نمیتونه این حس را انکار بکند. بنابراین در چند یادداشت متوالی به موضوعات فوق میپردازم:

مقایسه قیمتها

خوب، اینجا در در قلب قاره آفريقا در کینشازا پایتخت جمهوری دموکراتیک کنگو ، مقایسه قیمت یکسری اجناس عمومی ولی اساسی با قیمتهای ایران شاید جالب توجه باشه:

نان: در اینجا با توجه به حضور لبنانيها (چه عجب ترکها اینجا نیستند؟) نان لبنانی گردي وجود داره که به دو صورت : شبیه لواش ایران و شبیه نانهای رژیمی که در لبنیات ها عرضه میشوند میباشد. قیمت هر قرص نان ۲۰۰ فرانک معادل ۴۰۰ تومان (هر دلار برابر است با ۴۵۰ فرانک ) قیمت هر نان باگت فرانسوی ۱ دلار و باگت کوچک ۲۵۰ فرانک است.

آب: با توجه به غیر قابل شرب بودن آب، اين ماده حياتي را باید خریداری کرد. قیمت هر بطری ا لیتری آب در اینجا  بر حسب مارک شرکت تولید کننده آن از ۶۰۰ تا ۱۵۰۰ فرانک (۱۲۰۰ تا ۲۹۰۰ تومان) است. البته اگر آب در ظروف ۲۰ لیتری خریداری کنید قیمت آن ميتواند تا لیتری ۴۰۰ فرانک (۸۰۰تومان) کاهش یابد.

گوشت: گوشت گوسفند در اينجا به لحاظ وفور علوفه بسیار مرغوب بوده و از ۱۷ تا ۲۰ دلار متغیر میباشد. البته اقلیم اینجا به لحاظ شرایط آب و هوايي و بارش شدید باران در ۹ ماه از سال، بیشتر با شرایط بز مناسب تر است بنابراین در این کشور گوشت بز نیز به وفور یافت میشود.

برنج: بهترین برنج باسماتی که از نظر شکل و طعم باب طبع ایرانیهاست کیلویی ۵/۲ دلار یعنی ۲۴۰۰ تومان البته من چون ابتدا نمیدانستم چنین برنجی نیز وجود دارد ۵ کیلو برنج تایلندی به همین قیمت خریداری کردم که اگر نسوزد خوردنش با اعمال شاقه میباشد اگر هم بسوزد که هیچ! (در اينجا همه گازها برقی است که دم کردن برنج با آن قلق میخواهد)

لبنیات: یکی از اقلامی که در اینجا قیمت گزافی دارد لبنیات است. شیر: بسیار کم است و تنها در معدود سوپرمارکتهای بزرگ پایتخت میتوان آن را یافت. بر حسب کشور تولید کننده قیمتها متفاوت است اما یک قوطی شیر یک لیتری هلندی در اینجا معادل ۶ دلار ميباشد. ماست: ماست از این هم گرانتر است به طوری که یک قوطی یک لیتری ماست معادل ۹ دلار میباشد. البته در اینجا به علت نبود شیر عرف اینست که اکثرا شیر را با شیر خشک و ماست را نیز با آن درست میکنند. بنابراین شیر خشک پرچرب در قوطیهای ۹۰۰ گرمی و ۳ کیلیویی به وفور وجود دارد. قیمت یک قوطی ۹۰۰ گرمی شیر خشک نستله با مارک NIDO که مناسب تهیه ماست است، ۱۴ دلار است. پنیر: پنير فتا در اینجا یافت نمیشود. مارکهای دیگر پنیر که معمولا شبیه پنیر خامه ای است اگر بخواهیم کیلویی حساب کنیم معادل ۲۰ هزار تومان ما میشود. کره: قیمت کره ۲۵۰ گرمی ۷۰۰ فرانک یعنی ۵/۱ دلار است.

روغن: هر بطری یک لیتری روغن مایع حداقل ۱۳۵۰ فرانک ۱۲۰ صوم یا ۲۵۰۰ تومان است .

سیب زمینی و پیاز: قیمت این دو محصول در مراکز فروش بر اساس هر کیلوگرم از ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ فرانک (۱۶۰۰ تا ۲۲۰۰ تومان) متغیر است.

تخم مرغ: قیمت هر عدد تخم مرغ ۲۰۰ تا ۲۵۰ فرانک است که میانگین آن معادل هر عدد ۴۵۰ تومان یا نیم دلار میشود.

شکر: هر کیلو شکر ۵۰۰ فرانک (۱۰۰۰ تومان) لازم به ذکر است که شکر یکی از تولیدات کشاورزی این کشور میباشد بنابراین قیمتش در مقایسه با ایران مناسب است.

قند: به لحاظ نداشتن کارخانجات تولید قند، این محصول عمدتا از بلژيک و امارات وارد ميشود. قیمت ارزان ترین قند، هر کیلوگرم۱۲۰۰ فرانک یعنی ۵/۲دلار یا ۲۵۰۰ تومان میباشد

خوب! اگه بخواهم قیمت کالاهای اساسی را بنویسم که یادداشت تبدیل به طومار میشه! اما اگه در مورد کالاهای مشابه کسی علاقمند باشه قیمتش را بدونه بپرسه در خدمتم.

در مورد رستوران : اینجا دو رستوران لبنانی وجود داره که متعلق به دو برادر است. به لحاظ وجود آلودگي شدید در این کشور ترجیح میدهم کمتر از غذای رستوران استفاده کنم. اما ساده ترین غذا یا بهتر بگویم ساندویچ که همان کباب ترکی است به قيمت ۲ دلار ۸۰ صوم یا ۱۸۰۰ تومان است. البته غذاهای دیگر که برخی شبیه ماکارانی یا لقمان یا شبیه کوفته است کمتر از ۲۲۰۰ فرانک ۳۲۰ صوم یا ۳۶۰۰ تومان نیست. البته این قیمت بدون هرگونه مخلفات است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:56  توسط یک سفید پوست  |